مرتضى مطهرى
99
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مركّبى است از يك تكامل و يك تناقص ، يعنى يك به دست آوردن و يك رها كردن ، چون شىء برابر آنچه را كه به دست مىآورد در همان حال رها مىكند . به اين جهت است كه در مجموع يك امر ثابت است و الّا لازمهء طبيعت حركت ، تكامل است . حال ، در جاهايى مثل كيفيات كه به دست آوردن چيزى ملازم نيست با رها كردن مرتبهء قبل ، نتيجهاش افزايش است . ولى در جاهايى مثل حركتهاى مكانى كه به دست آوردن چيزى ملازم است با رها كردن مرتبهء قبل ، نتيجهاش افزايش نيست . به هر حال اين يك مسألهاى است كه چندان تأثيرى در برهان اصالت وجود ندارد . ولى البته وقتى اين مسأله تبيين بشود مطلب خيلى عمومىتر و كاملتر مىشود . 2 . اكنون ما مىآييم سراغ اين مطلب كه لااقل در آن جايى كه حركت حركت اشتدادى است مسأله چگونه است . مثلا فرض كنيد يك شىء داراى صفر درجه حرارت است ، تدريجا حرارتش بالا مىرود و درجهء حرارتش افزايش مىيابد « 1 » و مثلا مىگوييم از درجهء اول رفت به درجهء دوم « 2 » . آيا اين حرارتها هر كدام يك فرد از حرارت است و فرد يك نوع ؟ حرارت درجهء ضعيف و حرارت درجهء قوى ، حرارت درجهء يك و درجهء دو و درجهء سه و درجهء پنج ، آيا همهء اينها افراد نوع واحدند همان گونه كه مىگوييم افراد انسان نوع واحدند ؟ يعنى يك طبيعت است و يك نوع است و يك جنس و فصل دارد ؟ يا نه ، حرارت درجهء يك ، يك ماهيت و يك نوع دارد و حرارت درجهء دو يك ماهيت و نوعيت ديگر دارد و حرارت درجهء سه ماهيت و نوعيت ديگر دارد ؟ اينها مىگويند : نه ، هر درجهاى از حرارت يك نوع است و آن درجهء ديگر از حرارت نوع ديگر است و درجهء ديگرى از حرارت نوع ديگر است ؛ چرا ؟ براى اينكه افراد نوع واحد خصلتشان اين است كه در يك امر با يكديگر مساوى و مشتركند و
--> ( 1 ) . حالا شما مسأله را با فرضيات امروز رد نكنيد كه در فرضيهء امروز قائلند به اينكه حرارت در واقع كيفيت نيست ، بلكه انرژىاى است كه از خارج وارد جسم مىشود و بنابراين داخل باب كميات مىشود . ما فقط داريم به عنوان مثال اين مطلب را مىگوييم . ( 2 ) . البته اين تقسيم بندى و درجه بندى يك امر قرار دادى است كه ما پيش خودمان داريم ، آمدهايم يك نقطهء معين را درجهء صفر و يك نقطهء معين ديگر يعنى نقطهء بخار شدن آب را درجهء صد قرار دادهايم و بعد اين وسطها را يك تقسيم بندى قرار دادى كردهايم .